:: سایت رسمی موسسه کتاب 57 کتاب لطفعلي خان زند :: سایت کتاب 57

لطفعلي خان زند


قیمت : 350000 ریال
ناشر : يوشيتا
نویسنده : حسين مسرور

1 کد شانس روزانه
1 کد شانس هفتگی
1 کد شانس سالانه
خرید این کتاب


توضیحات :

لُطفعلی‌خان زند (زادهٔ ۱۱۴۸ – درگذشت ۱۱۷۳ شمسی) نهمین و واپسین فرمانروای زندیان بود. او در میان سال‌های ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ (خورشیدی) در ایران سلطنت می‌کرد.

او فرزند جعفرخان زند و نوه صادق خان زند، برادر بنیان‌گذار زندیان کریم‌خان زند بود.

لُطفعلی‌خان بر سر پادشاهی با آغا محمدخان قاجار به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او سلسلهٔ دودمان زند برافتاد
گفته‌اند که لُطفعلی‌خان علاوه بر زیبایی رخسار، بسیار پر قدرت، راستگو، درستکار و شجاع بود. بسیاری او را بهترین شمشیر زن روزگار شرق می‌نامند. لُطفعلی‌خان زند بسیار خدا دوست بود و هنگامی که آغا محمدخان قاجار به او گفت بر او سجده کند پاسخ داد: من تنها به خدا سجده می‌کنم.و از او به عنوان شخصیت شاهنامه‌ای یاد می‌شود، که با اهریمنان و تورانیان وارد جنگ می‌شود.

غران نام اسب نامدار لطفعلی‌خان بود (بعلت رنگ سیاه اسب). نژاد این اسب دو رگه عرب ترکمن بوده‌است که بارها جان صاحب خود را در نبردهای گوناگون رهانیده بود. این اسب تند و تیز سیاه رنگ بر پیشانیش لکه‌ای سپید به مانند یک ستاره داشت. گریز لطفعلی‌خان از میان سپاه قاجار در رویداد تاختن بر کرمان تنها با یاری غران شدنی گردید و چنان‌که پیشتر گفته شد او فاصله میان کرمان تا بم را در بیست و چهار ساعت پیمود. سرانجام هنگامی که در بم لطفعلی‌خان بر اسبش نشست تا از مهلکه بگریزد دشمنان پاهای پشت این اسب را بریدند، حیوان به زانو می‌افتد ولی سوارش که از سرنوشتش آگاه نبود او را هی می‌کند، اسب روی پای بریده‌اش می‌ایستد ولی از درد تاب نمی‌آورد و به زمین می‌افتد. دیدن صحنه قطع شدن پاهای غران شاه جوان را متأثر کرد.

لطفعلی‌خان و میرزا مهدی لشکرنویس

میرزا مهدی لشکرنویس پیش از لطفعلی‌خان در دستگاه پدرش جعفرخان کار می‌کرد که به دلیل جرمی، جعفرخان دستور بریدن گوش‌های او را داده بود. وی نیز هنگامی که جعفر خان ترور شد گوش‌های سر بی‌جان ارباب پیشین خویش را برید. پس از پیروزی آغازین لطفعلی‌خان بر کشندگان پدر، میرزا مهدی بریدن گوش را انکار کرد و حاج ابراهیم نیز برای بخشش او پادرمیانی کرد. لطفعلی‌خان وی را بخشید و حتی برای وی پیشه و خلعتی هم در نظر گرفت؛ ولی در روزی که قرار بود خلعت را به او بدهد به آتش‌بیاری مادرش، میرزا مهدی را زنده در آتش انداخت و زیر قول خود زد و حاجی ابراهیم را نیز از خود رنجاند.

حاج ابراهیم کلانتر

بزرگ‌ترین لغزش لطفعلی‌خان اعتمادش به حاج ابراهیم بود. این مرد به شاه جوان خیانت کرد و دروازه شیراز را به روی او بست و خانواده و زن و بچه و دارایی‌های وی را دودستی به خان قاجار سپرد. حاج ابراهیم دارای نفوذ بسیار بود و خویشانش در جاهای گوناگون ایران از تهران تا اصفهان بر سر کارهای مهم بودند. وی از آغاز کار به نامه‌نگاری با قاجارها پرداخته بود و داستان میرزامهدی نیز وی را رنجاند و یکسره به دشمنان زندیان پیوست.

 



⬅️  به جزء پنجشنبه ها و ايام تعطيل؛ از ساعت 9 الی 13 به وقت تهران؛ با احترام پاسخگوی شما هستیم:

⬅️ تلفن دفتر قم : 36100 25 98+ .... تلفن دفتر دبی: 8186 435 50 971+

⬅️ ما حداکثر هفت روزه، جوایز برندگان را به حساب شان واریز می نمائیم. پس از دریافت جایزه خود، اگر صلاح دانستید سایت کتاب 57 " ketab57.ir " را به دیگران معرفی کنید

⬅️ اگر شما نویسنده هستید، مقدمه کتاب خود را به کانال تلگرام کتاب57 ارسال فرمایید. ما 57 جلد کتاب شما را جهت اهداء به مناطق محروم خریداری می نمايیم.